بهترین موسسه کنکور تجربی در تهران

کارنامه خرد تنها مجموعه آموزشی در ایران است که فقط منحصرا از دبیران برند ایران در تمام دروس بهره می برد

برای هماهنگی کلاس های خصوصی و گروهی   (هم حضوری و هم آنلاین)  با اساتید مشهور  برند ایران در بهترین آموزشگاه کنکور کشور(بهترین کلاس کنکور برای پزشکی  و مهندسی و حقوق)

با شماره تلفن های  زیر تماس حاصل فرمایید

26401062 – 021  یا   7680995-0910

بسیاری از مشاوران در بهترین موسسه کنکور تجربی از روش های قدیمی برای کمک به دانش آموزان خود استفاده می کنند. اما روش برخورد دانش آموزی های دارای مشکل نیز متفاوت و اغلب موثرتر است. اگر خود را به دست مشاوربسپارید، باید به دوازده نکته توجه کنید.

در مقابل یک مشاور خوب دانش آموز روی کاناپه مینشیند و از رویاها، احساسات، تجربیات و خاطرات خود صحبت می کند. مشاور گوش می دهد – گاهی اوقات با توجه کمتر – چند سوال می پرسد و در نهایت چند جمله هوشمندانه در مورد وضعیت فرموله می کند. دانش آموز برای مدت کوتاهی احساس آزادی می کند، حداقل کسی به او گوش داده است. کمی تغییر کرده است، جلسه بعدی قطعا خواهد آمد.

نکته ترسناک این است که بسیاری از روش برخورد‌های روانکاو و مشاوران در بهترین موسسه کنکور تجربیان هنوز از الگوی مشابهی پیروی می‌کنند. با این حال، این شکل از روش برخورد قدیمی است و به ندرت به دانش آموزان کمک می کند. آنها ممکن است روح خود را بهتر بشناسند، اما تا حد زیادی در تلاش برای به دست آوردن کنترل زندگی خود به حال خود رها می شوند. طبق تجربه من، روان روش برخوردی، همانطور که امروزه به طور گسترده انجام می شود، اغلب به افراد کمک می کند تا در مشکلات خود گیر کنند و پس از روش برخورد اغلب مشکلات بیشتری نسبت به قبل دارند.

اصولاً روان روش برخوردی باید زندگی دانش آموز را ساده کند و آن را پیچیده تر نکند. از زمان فروید، روش برخورد دانش آموزی های دارای مشکل با پوششی از غم و اندوه پوشیده شده است. گاهی اوقات تشخیص اینکه چه کسی بیشتر رنج می برد دشوار است: دانش آموز یا روش برخوردگر، و روش برخورد منحصراً بر تجربه منفی در زندگی نامه متمرکز است. معروف است که فروید خود مظهر سبکی و شادی نبود.

کلید روش برخورد مدرن اکثر دانش آموزی های دارای مشکل این است که رابطه بین دانش آموز و روش برخوردگر باید درست باشد. روش برخورد خوب تنها بر اساس این تناسب می تواند آغاز شود که پیوند درست باشد. موفقیت یک روش برخورد با انگیزه دانش آموز و روش برخوردگر پابرجاست و سقوط می کند.

تمرکز روش برخورد باید بر زمان حال و بروز علائم در چند سال اخیر باشد. این نیاز به یک تاریخچه دقیق دارد که هم بر تجربیات خوب و هم تجربیات بد در بیوگرافی متمرکز باشد. مهمتر از همه، این در مورد نحوه زندگی ما در حال حاضر است و نه در مورد این سوال که بارها و بارها: “چرا من اینطوری هستم؟” منطقی نیست که بارها و بارها مغز خود را با درخواست توضیح در مورد اشتباهات والدین درگیر کنید. توضيحات به فهم كمك مي كند، اما التيام نمي بخشد.

برای دانش آموزان، این در مورد کشف مجدد قدرتی است که معمولاً در درون آنها وجود دارد. پزشکان باید به کسانی که به دنبال کمک هستند اعتماد کنند و انگیزه مناسب را ارائه دهند. هدف روش برخوردگر باید این باشد که دانش آموز آنچه را که در زندگی به آن نیاز دارد بیابد: ارتباط، امنیت، دوستی، گرمی، امنیت، صمیمیت و شوخ طبعی.

یک روش برخوردگر خوب می تواند در طول زمان یک رابطه همدلانه با دانش آموزان خود ایجاد کند. او باید درگیر شود تا فرد کمک جوی راه خود را از اعماق روحش بیابد. من معتقدم شخصیت پزشک برای موفقیت روش برخورد مهمتر از روش او است. من به روان روش برخوردگرانی که دور و تکنوکرات هستند و خود را نشان نمی دهند بسیار شک دارم. این منجر به این سوء تفاهم می شود: ما پزشکان همه چیز را می دانیم و دانش آموز هیچ چیز نمی داند.

همچنین فکر نمی کنم بسیاری از دانش آموزان دارای مشکل برای مدت طولانی در کلینیک ها از زندگی عادی خارج شوند و از خانواده، دوستان و کار منزوی شوند. چنین چیزی ممکن است برای مدت کوتاهی لازم باشد، اما باید تا حد امکان محدود شود. از تجربه بالینی خود می‌دانم که یک روش برخورد طولانی مؤثرتر از روش برخورد کوتاه نیست. این استثناست که بعد از چندین هفته اتفاقی تعیین کننده می افتد که اگر روش برخورد بر این اساس متمرکز شود، نمی توان آن را زودتر توسعه داد.

من مدافع قاطعانه “مرخصی استعلاجی جزئی” هستم، که به معنای امکان نوشتن 25، 50 یا 75 درصد مرخصی استعلاجی برای دانش آموزان دارای مشکل است. آنها تا حدی در ساختار حرفه ای باقی می مانند، البته به میزان محدود. ساختار روز و ارتباط با زندگی حرفه ای به خصوص برای افراد افسرده بسیار مهم است. متأسفانه در آلمان فقط می توانید به طور کامل یا اصلاً کار نکنید.

از دیدگاه من، رها کردن یک فرد افسرده در خانه، در انزوای اجتماعی، و خیره شدن به دیوارهای خالی، یک قصور پزشکی کاملاً محض است – چگونه می تواند اینقدر خوب شود؟

در مورد دانش آموزی های دارای مشکل حاد، دسترسی به پزشک از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر به مدت 5 روز دوباره به روش برخوردگر خود مراجعه نکند یا به او قول داده شود تا سه ماه دیگر در کلینیک حضور پیدا کند، برای دانش آموزی که در حال حاضر از اختلالات اضطرابی رنج می برد، فایده چندانی ندارد. همچنین می‌توان در خارج از کلینیک از طریق پیامک، تلفن و ایمیل به خوبی از دانش آموزان مراقبت کرد ، مشروط بر اینکه قوانین خاصی حتی خارج از ساعات اداری رعایت شود.

تحقیقات مغز در سال های اخیر پیشرفت های زیادی در دانش داشته است. کسانی که مراقبت های روان روش برخوردی را به مردم ارائه می دهند باید حداقل تا حدی از این نتایج تحقیقات آگاه باشند. این منجر به مشتقات ضروری برای روش برخورد می شود که به سادگی در دوره ها و دوره های آموزشی مربوطه 15 یا 20 سال پیش شناخته شده نبودند. یک روانپزشک و متخصص روان تنی خوب در این زمینه آموزش دیده است و مثلاً از پدیده به اصطلاح شبه خاطرات اطلاع دارد. مغز ما را وسوسه می کند که بسیاری از چیزهای گذشته را به اشتباه یا رنگ آمیزی به خاطر بسپاریم. این موضوع کار با گذشته را بیشتر مشکوک می کند.

یک مشاورمدرن باید درک عمیقی از ارتباط بین دانش آموزی های روحی و جسمی داشته باشد و به خوبی با متخصصان پزشکی خارج از حوزه کاری خود ارتباط برقرار کند. کمردرد، میگرن و خیلی بیشتر اوقات به موازات اضطراب و افسردگی رخ می دهند و بنابراین باید همزمان روش برخورد شوند. بنابراین مشاورباید در صورت لزوم با پزشکان مختلف در مورد یک دانش آموز ارتباط برقرار کرده و هماهنگ کند. متأسفانه تعداد بسیار کمی می توانند این کار را انجام دهند.

پزشک باید این آگاهی را به دانش آموز خود منتقل کند که دانش آموزی های دارای مشکل نیز مشمول خود روش برخوردی هستند. در مورد افسردگی، اغلب پس از شش تا ده ماه بهبودی خود به خودی وجود دارد و دانش آموز به طور ناگهانی احساس بسیار بهتری می کند. اصولا انسان ها از نظر روحی می توانند خیلی تحمل کنند. دارو باید بر اساس این دانش باشد. پزشکان باید به تعداد مورد نیاز دارو تجویز کنند – اما نه بیشتر. اکنون تعداد زیادی دارو در ناحیه ذهنی بلعیده می شود.